X
تبلیغات
رایتل

اعتکاف روستای ما

سه‌شنبه 15 اردیبهشت 1394 ساعت 18:45

(سبحان) خیلی شیطنت میکرد ....از گرفتن ماست اضافه موقع سحر بگیر .
تا بالا رفتن از سرو کول بچه های دیگه!!

ولی دیروز موقع خوندن ام داوود دیدم از جمع جدا شده رفته اونطرف پرده ..

خجالتش میومد .دیدم داره گریه میکنه ....به حال خوشش غبطه خوردم!! 
دلم میخواست بعد افطار بقلش کنم روم نشد ...چشاش هنوز قرمز بود....


نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.