وبلاگ یک مرزون آبادی

وبلاگ یک مرزون آبادی

این وبلاگ با هدف تعامل بین هم وطنان راه اندازی شد
وبلاگ یک مرزون آبادی

وبلاگ یک مرزون آبادی

این وبلاگ با هدف تعامل بین هم وطنان راه اندازی شد

فرق عزاداری برای امام حسین (ع) در ایران با دیگر کشورهای شیعی : عکس

دوستان مواظب باشیم مدیون خون شهدا نشیم

زیر آتش دشمن که به میدان مین رسیدند، وقتی برای خنثی کردن نبود، نیاز به چند داوطلب بود تا، راه را بر بقیه باز کنند، انگار فداشدن چند نفر، ارزشش بیش از فنا شدن کل نیروها و ناقص ماندن عملیات بود…

روی مین، تکه تکه بدنش که به هر سویی پرتاب می شد؛ مادرش در خانه بر سجاده نشسته بود و هنوز به فکر لحظه خداحافظی بود، لحظه ای که جلوی چشم همه مردم بر صورت پسر خوش قد و بالایش بوسه می زد و پسری که انگار از خجالت نگاه های مردم رنگش به سرخی می زد…

مادر-شهید-2

دوستانش که بر بدن پاره پاره اش پا می گذاشتند و به خط دشمن می زدند، مادر هنوز به فکر دوختن لباس های سوراخ سوراخ او بود…

از جبهه که بر می گشت کار مادر می گرفت، سوزن می زد و می پرسید چرا همه این لباس مثل آبکش شده است و پسر می دانست گفتن اینکه روی سیم خاردار پل بچه های دیگر می شود، دل مادر را به آتش می کشد؛ با شوخی های همیشگی موضوع را عوض می کرد…

حالا مادر هنوز در حال دعا کردن برای پسرش است، همان پسری که برای بوسیدن پیشانی سربند بسته اش، روی نوک پا بلند می شد، با اینکه پسر به احترام مادر خم شده بود…

***

باز وصیت نامه پسر شهیدش را می خواند:

مادرم…

یادتان باشد رفتن ما کاری حسینی است و ماندن شما صبری زینبی را می طلبد…

مادرم پشتیبان ولایت فقیه باشید…

مادرم، حجاب را رعایت کنید که یادگار مادر همه رزمندگان اسلام، حضرت زهرای مرضیه(س) است…

امروز هم مثل همیشه به بهشت زهرا می رود،‌ باز قصه تلخ دیدن دختران و زنان بی حجاب تکرار می شود،‌ و او نمی تواند به همه آنها بگوید: پسر عزیزم تکه تکه شد تا شما امنیت و آسایش داشته باشید، او خواسته اش مانند همه شهدای دیگر و خواسته دین بود… حجاب …

***

عجب قصه قدیمی و کهنی است سوزاندن دل بازماندگان شهدا…

و انگار قصه کربلا، بارز ترین نمونه آن در تاریخ است، شهدایی که رفتند و خانواده داغداری که باید به بی احترامی نسبت به خود و شهدایشان صبر کنند، صبری که با "زینب(س)" شناخته می شود. شاید سوزناکترین جای قصه هم همین باشد…

امان از دل زینب…

امروز که هزاران هزار بازمانده از خانواده شهدا بین ما زندگی می کنند، مانند مثالی هستند که در اول مطلب آمد، اما شاید با کمی تغییرات…

شاید فرزندی در رود کارون و اروند شکار سیم خاردارها، مین ها، تک تیراندازهای دشمن و … میشد و جنازه مطهرش را آب با خود می برد؛ شاید گلوله مستقیم تانک تن نحیف جوانی را دود می کرد و به هوا می فرستاد، شاید گازهای سمی و شیمیایی جوانانی را به بدترین وضع از بین برد، شاید خلبانی در هواپیما و میان کوهی از آتش تمام شد، شاید …؛ و مادری، خواهری، همسری و فرزندی بر سجاده، مشغول دعا…

اما امروز همه آنها در میان ما هستند…

خانم بی حجاب توجه کن !؟

نکند رفتار ما با بازماندگان شهدای در راه خدا، همان رفتاری باشد که با بازماندگان شهدای کربلا شد؟!

رفتاری یزیدی، غیر محترمانه، بی ادبانه و …؛ که در قبالش صبری زینبی پیشه شده است ؟!

صبر کنید…

صبر بر سه نوع است: صبر بر گناه، صبر بر طاعت، صبر بر مصیبت…

آنها بر مصیبت صبر کرده اند، شما بر گناه صبر کنید و آلوده اش نشوید، شاید چشمی به اشک نشسته، بد‌پوشی !!! تو را خوش نداشته باشد، همان طور که دین هم خوش ندارد…

عاشورایی که در رسانه های بیگانه بازتاب داده میشود


به گزارش پایـگاه جـوان انقـلابی ؛ سایت یورونیـوز (Euronews) در قسمت «عکس روز» خـود ، برای انعـکاس عـزاداری‌های شیعیـان در ماه محـرم عکسی قابل تأمل را منتشر کرد.


یورونیوز با انتشار عکس زیر نوشت : «یک مسلمان شیعه در شهر کابل افغانستان که همزمان با مراسم عاشورا، با استفاده از زنجیرهایی که بر لبه آنها چاقوهایی قرار دارد، در حال زنجیرزنی است.»

 javanenghelabi - zanjir tighi

کنایه جالب روزنامه کیهان به کرباسچی!!

روزنامه کیهان به اظهارات غلامحسین کرباسچی پاسخ داد.

 
گفت: کرباسچی در مصاحبه مفصل با یکی از نشریات زنجیره‌ای گفته است «هر لحظه باید به یاد داشته باشیم که روحانی در این انتخابات گزینه کیهان نبوده است.»

گفتم: آقای کرباسچی هم باید هر لحظه به خاطر داشته باشد که آراء نامزد مورد حمایت ایشان در انتخابات 88 چند‌صدهزارتا کمتر از آراء باطله بود.

گفت: البته در انتخابات 84 که کرباسچی در کنار کروبی عکس انتخاباتی نگرفته بود، کروبی بالاخره یک تعدادی رأی آورد. اما در سال 88 که با کرباسچی عکس گرفته بود به برکت حمایت کرباسچی، آراء وی رفت زیر آراء باطله.

گفتم: کارگزارانی‌ها و مدعیان اصلاحات می‌خواهند از آقای روحانی به عنوان یک پل برای اهداف خودشان استفاده کنند و به همین علت شدیدا از هشدارهای دلسوزانه کیهان به روحانی عصبانی هستند.

گفت: ایول! خودشان که رأی ندارند و می‌ترسند هشدارهای کیهان مانع سوءاستفاده آنها از رئیس جمهور شود.

گفتم: از شخصی پرسیدند برادرت کجاست؟ گفت؛ در فلان شهر زندگی می‌کند پرسیدند، کارش چیست؟ گفت؛ از طریق نویسندگی امرار معاش می‌کند. با تعجب گفتند؛ ولی برادرت که سواد چندانی نداشت چطوری نویسندگی می‌کند؟ و یارو گفت؛ اول هر ماه به بابام نامه می‌نویسد که برایش پول بفرستد!

یک وهابی نابغه دستگیر شد:عکس

یک مبارزِ انتحاری ( ازطایفه القاعده ) که در انفجاری ناموفق دستگیر شده بود، مورد تفتـیش بدنی قرارمیگیرد. متوجه میشوند که حفاظی آهنی برای مصون ماندن اعضاء تناسلیـش هم همراه دارد. علت راکه می پرسند میگوید دراین مأموریت که قراربود همراه بمب منفجر شوم میخواستم درآن دنیا مشکل آمیزشی دربهشت نداشته باشم

دوسه مثقال خریت زخران چیزی نیست               آدمی هست که الحق دوسه خروار خراست

خدایی در مورد این یکی من چی بنویسم؟! خدایی دو تا جمله بنویسم خود شوووما نمیگین میرزا حیات! (حیای تو!) کجا رفته؟! قلم حرمت داره؟ پس به همین خاطر چیزی نمینویسم. خار در چشم و استخان در گلو چیزی نمینویسم!

فقط یه سوال از ایشون به عنوان یک وهابی بهشتی!!!!