وبلاگ یک مرزون آبادی

وبلاگ یک مرزون آبادی

این وبلاگ با هدف تعامل بین هم وطنان راه اندازی شد
وبلاگ یک مرزون آبادی

وبلاگ یک مرزون آبادی

این وبلاگ با هدف تعامل بین هم وطنان راه اندازی شد

اسراییل و کلاهک اتمی

آریل شارون: اعرابها اگه نفت دارن در عوض ما هم کبریت داریم ( اشاره به 200 کلاهک اتمی)

بدبختی اینه چرا کسی به اسرائیل گیر نمیده .اومدن به شریعتمداری گیر میدن .!!!
آریل شارون: اعرابها اگه نفت دارن در عوض ما هم کبریت داریم ( اشاره به 200 کلاهک اتمی)

بدبختی اینه چرا کسی به اسرائیل گیر نمیده .اومدن به شریعتمداری گیر میدن .!!!

پله ..نیمار بازیکن بزرگی است اما در حد مسی نیست!!



اسطوره فوتبال برزیل معتقد است نیمار بازیکن برزیلی درحد لیونل مسی نیست اما این بازیکن برزیلی یکی از بهترین بازیکنان حال حاضر جهان است.


نیمار مهاجم برزیلی بارسلونا در چند بازی قبلی این تیم نمایش خوبی در ترکیب آبی‌و اناری‌ها از خود نشان داده است. این در حالی است که لیونل مسی در چند بازی اخیر تیمش نتوانسته گلزنی کند.

پله اسطوره فوتبال برزیل در گفت‌وگو با خبرنگاران درباره این که چه بازیکنی باید توپ طلا فوتبال جهان را کسب کند، گفت: به نظرم از بین کریستیانو رونالدو و لیونل مسی یک بازیکن باید به عنوان بهترین بازیکن فوتبال جهان انتخاب شود.

پله همچنین درباره هموطنش در تیم بارسلونا گفت: به نظرم نیمار توانایی این را دارد که به بهترین بازیکن جهان تبدیل شود. اما او تجربه کافی ندارد و به همین خاطر در حد مسی نیست. هنوز نمی‌توانم حدس بزنم که نیمار در بارسلونا به یک بازیکن بزرگ تبدیل خواهد شد یا خیر اما او خیلی جوان است، با این حال یکی از بهترین بازیکنان جهان است. او تجربه بازیکنانی چون مسی و کریستیانو رونالدو را ندارد و فکر می‌کنم به زودی بتواند خود را به سطح این دو بازیکن برساند.

‌اسطوره فوتبال برزیل همچنین درباره دیگو کاستا مهاجم برزیلی‌الاصل آتلتیکو مادرید که تصمیم گرفت برای تیم ملی اسپانیا بازی کند گفت: فکر می کنم باید به تصمیم او احترام بگذاریم. او دلیل خودش را برای انتخاب اسپانیا داشت و من طرز تفکر او را دوست داشتم. به نظرم او شجاعانه تصمیم گرفت که برای تیم ملی اسپانیا بازی کند. او تلاش کرد تا توضیح دهد در فوتبال برزیل خیلی از او استقبال نشد و به همین خاطر تصمیم گرفت برای تیم ملی اسپانیا بازی کند. فکر می‌کنم طرز تفکر این بازیکن درست بود و همه ما باید به تصمیم او احترام بگذاریم.

روزگار غریبی است

روزهای غریبی است. هوا کمی سردتر شده است. از خیابان می گذرم, فکرکنم شب باران باریده است, مه غلیظی تمام کوچه ها رو پوشانده است.

طبق معمول هر روز چشمانم چهره هایی را می بیند که هر روز بر سر گذر دیده ام. احساس میکنم کمی پوشیده تر از گذشته اند… دلم نهیب میزند, سر کلاس میرسم و سلام می دهم…

می گویم: هوا سرد است؟

با شیطنت دوران نوجوانی جواب می دهند: "ای بابا خانوم مگه شال و هدبند رو نمی بینید"

لحظه ای مکث می کنم و با ماژیک, درشت, می نویسم: بعضی ها بخاطر سرما حاضرند خود را بپوشانند اما بخاطر خدا نه

سکوتی در کلاس حکم فرماست…

این عکس شرح منظره ای ازجهنم است

نگاره: ‏این عکس شرح منظره ای از جهنم است
تمام وجدان نداشته مان هم از دیدن این عکس تیر می کشد..
اینکه مجرم، بی حساب قداره هایی که کشیده و نکشیده
به آغوش جلادی پناهنده شده
که می تواند سنگدل نباشد..

اما
از این ها که بگذریم..
دردم همه از اجتماعی است
که پشت این لوکیشین به تماشا نشسته اند..
همان هایی که
انسانیت را در خود قسط بسته اند..
و تمام بدبختی شان را گردن دولت می اندازند
و حالا از دولت بخاطر این نمایش تشکر می کنند..

همان هایی که ادعای فرهنگ شان را توی سر دنیا می زنند
و مدعی های بی چون و چرای اخلاقیات اند..
اما راحت تر از هر کس
به خودشان دروغ می گویند..
آنها که
بی آنکه خود را قضاوت کنند،
برای همه حکم صادر می کنند
و دم از انسانیت می زنند
اما به راحتی به هم برچسب می زنند
به بوسیدن دو عاشق با تنفر نگاه می کنند
اما شب تا صبح بیدار می مانند تا
از مراسم جان دادن دو انسان – به هر شقاوت!!!- جا نمانند..
بی آنکه ذره ای فکر کنند
که چرا؟ / برای چه؟/ چگونه؟
فردی جنون می گیرد تا...

مردمی که دم از دموکراسی می زنند
و فکر می کنند اگر دولت اصلاح شود
همه چیز درست می شود..،
اما نمی دانند که
دموکراسی قبل از دولت، از خودشان شروع می شود
نمی دانند که دموکراسی فرهنگ می خواهد

آنهایی که مدل موی شان غربی است
اما با تفکرات قبیله ای شان خواهان مردم سالاری اند..
همان هایی که اگر خلاف میل شان رفتار شود
آنقدر صدای شان را بالا می برند
و فحش می دهند
و یقه می گیرند
و...
مردمی که کلکسیون صفات متناقض دموکراسی اند
اما باز آزادی می خواهند
و تمام ایده آلشان از دموکراسی
آزادی حجاب است
اما آن هم حتی نه برای خواهر خودشان..


دردم از مردمی است
که اگر کسی از آنها کمک بخواهد
دست رد به سینه اش می زنند
همان هایی که اگر کسی وسط خیابان چاقو بخورد
تنها می ایستند و فیلم می گیرند
تا فردا که شد
سر چگونه بالای دار ، جان دادنش شرط بندی کنند..‏


این عکس شرح منظره ای از جهنم است
تمام وجدان نداشته مان هم از دیدن این عکس تیر می کشد..
اینکه مجرم، بی حساب قداره هایی که کشیده و نکشیده
به آغوش جلادی پناهنده شده
که می تواند سنگدل نباشد..

اما
از این ها که بگذریم..
دردم همه از اجتماعی است
که پشت این لوکیشین به تماشا نشسته اند..
همان هایی که

انسانیت را در خود قسط بسته اند..
و تمام بدبختی شان را گردن دولت می اندازند
و حالا از دولت بخاطر این نمایش تشکر می کنند..

همان هایی که ادعای فرهنگ شان را توی سر دنیا می زنند
و مدعی های بی چون و چرای اخلاقیات اند..
اما راحت تر از هر کس
به خودشان دروغ می گویند..
آنها که
بی آنکه خود را قضاوت کنند،
برای همه حکم صادر می کنند
و دم از انسانیت می زنند

اما به راحتی به هم برچسب می زنند
به بوسیدن دو عاشق با تنفر نگاه می کنند
اما شب تا صبح بیدار می مانند تا
از مراسم جان دادن دو انسان – به هر شقاوت!!!- جا نمانند..
بی آنکه ذره ای فکر کنند
که چرا؟ / برای چه؟/ چگونه؟
فردی جنون می گیرد تا...

مردمی که دم از دموکراسی می زنند
و فکر می کنند اگر دولت اصلاح شود
همه چیز درست می شود..،

اما نمی دانند که
دموکراسی قبل از دولت، از خودشان شروع می شود
نمی دانند که دموکراسی فرهنگ می خواهد

آنهایی که مدل موی شان غربی است
اما با تفکرات قبیله ای شان خواهان مردم سالاری اند..
همان هایی که اگر خلاف میل شان رفتار شود
آنقدر صدای شان را بالا می برند
و فحش می دهند

و یقه می گیرند
و...
مردمی که کلکسیون صفات متناقض دموکراسی اند
اما باز آزادی می خواهند
و تمام ایده آلشان از دموکراسی
آزادی حجاب است
اما آن هم حتی نه برای خواهر خودشان..


دردم از مردمی است
که اگر کسی از آنها کمک بخواهد
دست رد به سینه اش می زنند
همان هایی که اگر کسی وسط خیابان چاقو بخورد
تنها می ایستند و فیلم می گیرند
تا فردا که شد

سر چگونه بالای دار ، جان دادنش شرط بندی کنند..