X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

وقتی که میثم هنگ میکنه!!!

دوشنبه 10 شهریور 1393 ساعت 13:57

رفتم یه تله موش چسبی از داروخانه بگیرم دیدم خانومه با سر و وضعی عجیب و یک سگ تو بقل داره با دکتر دامپزشک حرف میزنه و از وضعیت (شانتی) میگه !!! میگفت اقای دکتر من همه روز به شانتی رون و سینه مرغ میدم ولی انگار اشتهاش کم شده !!!دکتر یه نگاهی بهم انداخت و خنده ای کردو گفت بزار معاینه کنم همین که خواست بزاره پایین سگ فرار رو به قرار ترجیح میده حالا سگ بدو دختره شانتی شانتی کنان بدو.....خلاصه هضم این قضیه برام سخت بود چون این عباس اقای همسایه ما تو نون شب بچه هاش مونده .......اونوقت بعضیا از نخوردن سگشون گله مندن...

منبع :شانتی و صاحابش چه بهم میومدن!!

نظرات (2)
سه‌شنبه 25 شهریور 1393 ساعت 10:18
جالب بود...ان شاءالله با هم محشور نشن
امتیاز: 0 0
دوشنبه 10 شهریور 1393 ساعت 14:04
اگه تونستی یه سری هم برای تبادل لینک به ما بزن.
نظر یادت نره ها!!!
امتیاز: 0 0
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.